محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

81

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر آمدن پيغمبر عليه السّلام با ابو بكر رضى الله عنه از مكّه به مدينه ايدون روايت كنند كه اندر سال نخستين از هجرت اول كسى كه با پيغامبر عليه السّلام به خانهء او فرود آمد يكى مرد بود نام او كلثوم و بعضى گويند اسعد بن زراره و كنيت او ابو امامه بود و از بنى نجّار بود از آن دوازده تن كه به عقبه بيعت كردند در بيعة الاولى ، آن وقت كه پيغمبر عليه السّلام به عقبه بود . و اين اسعد بن زراره بمرد . پس بنى النجّار گفتند : يا رسول الله ، ما را نقيبى كن . پيغمبر گفت : كسى را نامزد كنيد كه من هم يكى از شما ام كه خالان منيد . و تا امروز بنى النّجار بدين فخر كنند . و از بهر آن ايشان را خالان گويند كه مادر پيغمبر آمنه بود دختر وهب ، و اين وهب زنى كرده بود از بنى النّجار به مدينه ، و آن زن مادر آمنه بود ، مادر مادر پيغمبر . آن روز كه آمنه پيغمبر را عليه السّلام از حليمه بستد ، پيغامبر پنج ساله بود . آمنه او را به مدينه آورد سوى خالان [ خويش ] ، بنى النّجار ، تا او را بديدند . پس به مكّه باز آورد . و آمنه مادر پيغمبر بمرد . و اين حديث بيكبار گفته شد . و پيغمبر به مدينه آمد . و عايشه نه ساله بود . پيغمبر عليه السّلام ابو بكر را گفت كه عيال خويش را بيار . ابو بكر كس فرستاد به مكّه سوى عبد الله ، پسرش ، و بفرمود تا مادر و خواهران بر گرفت و بياورد . [ پس عبد الله عايشه و اسماء را هر دو بياورد . ]